خط داستانی
آتیماتاجا و کاپراو، رقبا از کودکی که دوباره با هم روبهرو میشوند، وقتی آتش به اشتباه گمان میکند کاپراو سؤدِ خانگی پدرش است که زن جوانی جدید است و نقشه دارد تا ثروت خانواده را بدزدد. به این باور که او یک سوداگر طلاست، آتش مأموریت خود میکند تا او را در هر فرصتی آزار دهد. اما کاپراو از عقبنشینی امتناع میکند و پاسخ میدهد. وقتی دعواهای بیپایان آنها کمکم جای خود را به جذابیت غیرقابل انکار میدهد، دشمنان قسمخورده تبدیل به مهمترین افراد در زندگی یکدیگر میشوند. وقتی آتش ناچار است میان وظیفهاش نسبت به خانواده و زنی که دلش را ربوده انتخاب کند، برای عشق چه فدا میکند؟