خط داستانی
میریم گلدشمیت در آستانهٔ پایان یک کارنامهٔ هنری طولانی و پربار، توانایی خود را به عنوان یک بازیگر رو به افول مییابد. او برای به خاطر سپردن دیالوگهایش تقلا میکند و درحالی که آخرین پروژهاش با همکار دیرینهاش، کارگردان افسانهای پیتر بروک، در آستانهٔ فروپاشی است، میریم به گذشته مینگرد. با ارجاع به کتاب انقلابی بروک با عنوان «فضای خالی»، او از یک سالن تمرین خالی در برلین استفاده میکند تا سفر آرکتیپی زندگی خود را احضار کند؛ سفری که یک کودک سیاهپوست یتیم را از آلمان پس از جنگ به بزرگترین صحنههای جهان رساند. «ما او را میریم صدا میکنیم» پرترهای مسحورکننده و تکاندهنده از هنرمندی بزرگ است که در میانهٔ رؤیا و واقعیت، حقیقت و خیال، و زندگی و مرگ زندگی میکند.