خط داستانی
این کمدی-درام آبسورد حول محور یک عروسک به نام شملکی (که چیزی شبیه به نسخه یهودی شخصیتهای نمایش ماپِـت شو است) میگردد که دچار بحران هویتی سنتی بازیگران کمدی شده است: او خود را یک هنرمند دراماتیک بزرگ میپندارد و دیگر نمیخواهد در یک برنامه کودکان، ترانههایی درباره شَبّات و میصواها بخواند. در عوض، میخواهد در نمایش تکنفره عجیب و غریبی که خود نوشته است، بازی کند. پس از اینکه تلاشهایش برای رهایی از نقشی که در آن گیر کرده است، ناکام میماند، شملکی به ناامیدی میافتد - تا اینکه تمام کشور که با نمایشهای ساده او بزرگ شدهاند، به او میگویند: «در جهان پیچیده ما، قوم برگزیده بسیار به یک عروسک بنفش نیاز دارد که به آنان درباره میصواها بگوید.»