خط داستانی
آنها در باغ سبزی در حال کاشت کلم بودند که جنگ در دونتسک آغاز شد... مادر برتر میخائلا و جولیا ناگهان خود را در قلب درگیریها مییابند... در یک صومعه ارتدکس. این زنان سرنوشت این مکان مقدس را از طریق تجربه عینی خود از سر میگذرانند، اگرچه در واقع میتوانستند در هر زمان آنجا را ترک کنند. قهرمانان اصلی داستان از زندگی تحت آتش در منطقه جنگی و مبارزه شخصی خود با ترس و تعارض درونی میگویند... معلوم میشود که جنگ میتواند عمیقترین، شدیدترین و تفکربرانگیزترین دوره در زندگی یک فرد باشد.