خط داستانی
در این مجسمهسازی/اجرا که افسانهای است، آکونچی زیر یک شیب در گالری سونابند دراز کشید. در طول سه هفته، او روزی هشت ساعت خودارضایی کرد در حالی که چیزهایی مانند "تو واژن خود را روی دهان من فشار میدهی" یا "تو آلت خود را به داخل مقعد من میکوبی" را زمزمه میکرد. این مداخله معماری نه تنها پیشدرآمدی بر بسیاری از آثار بعدی اوست، بلکه تمام وسواسهای آکونچی در اینجا، به عنوان sphincter روحی هنر او، همگرا میشوند. در بذر، آکونچی هم تولیدکننده و هم دریافتکننده لذت اثر است. او همزمان عمومی و خصوصی است، نشانههایی میگذارد اما چیز زیادی به جا نمیگذارد و آگاهی فوقالعادهای از بیننده خود دارد در حالی که در حالت نیمهخواب است.