خط داستانی
این داستان دو دوست است، یکی مسلمان به نام شیخ متوالی و دیگری مسیحی قبطی به نام بارسوم، که هر دو بیکار هستند، از گرسنگی رنج میبرند و برای یک شغل در یک بانک رقابت میکنند. وقتی مدیر بانک آنها را به اشتباه به عنوان بازرگانان ثروتمند میشناسد، آنها را به خانهاش برای ناهاری مجلل میبرد. اما پس از آگاهی از وضعیت واقعی آنها، آنها را از خانهاش بیرون میکند. در پایان فیلم، در حالی که دو دوست بر روی پیادهرو استراحت میکنند و از وعده غذایی دیرینه خود لذت میبرند، توسط یک پلیس دستگیر میشوند.