خط داستانی
این داستان درباره لورا، زن جوان و پرشور استرالیایی است که در لندن یک شغل موفق در بانکداری دارد و به نظر میرسد که ازدواج کاملی دارد. اما وقتی او به بیماری اسکلروز چندگانه مبتلا میشود و شوهرش رنگ واقعی خود را نشان میدهد، دنیایش به هم میریزد. پس از یک حادثه غمانگیز که او را به عنوان یک مادر بیوه با سه پسر باقی میگذارد، به استرالیا بازمیگردد و با مایکل، دوستی از دوران دبیرستان و یک مرد مطلقه با یک دختر، که از زمان نوجوانی عاشق لورا بوده، دوباره دیدار میکند.