خط داستانی
در آسایلمی عجیب و تاریک، یک فیزیکدان نابینا به زندان افتاده است و تنها چیزی که ذهنش را به خود مشغول می کند فرار است—به کجا و چگونه، نمی داند. شب و روز توسط موجوداتی که در راهروها پرسه می زنند یا تخیل او، آشفته شده، او معادلاتی روی هر سطح سلولش می نویسد. نمیداند آیا دیوانه است یا به چیزی واقعا نوآورانه دست یافته است؛ هر ترکیب نمادها روی دیوارها می تواند کلید فرار یا خنده جنون او باشد. روزی او به کشفی می رسد.