خط داستانی
صبح شب کریسمس پدر قصد داشت به کلبه برود و با پسر کوچک خود راه بیافتد اما فراموش کرد مادر را ببیند. پدر و مادر به خانه بازمیگردند و در این میان همسایه ای با کلیدهای آپارتمان پسر کوچک را پیدا میکند و شوهرش را وادار می کند تا کودک را به کلبه همسایه ببرد. و چرخ سفرهای ناکام همچنان ادامه دارد