خط داستانی
دو دختر از یک خانواده بزرگ می شوند یکی به نام اوتیو سخت کوش بود و همه کارهای خانه را انجام می داد و دیگری اوهانا تنها می خوابید و از زندگی لذت می برد در یک زمستان بچه هم می خواست توت فرنگی بزند به خاطر این امر کارگر سخت را از خانه بیرون انداختند تا بتواند توت فرنگی دلخواه را بیابد روحی پیر و مهربان از کوه به او کمک می کند تا تابستانی در میان زمستان بیافریند تا اوتشیو بتواند برای خواهرش توت فرنگی بردارد اما ناگهان ویژگی تازه ای در او پدیدار می شود و آن آزمایش توت فرنگی آبی است دوباره او به جنگل فرستاده می شود و باز همان روح قدیمی به وی کمک می کند تا توت فرنگی بیابد اما وقتی اوهانا و مادرش توت فرنگی آبی می خورند تبدیل به روباه می شوند این بازخوانی از Tales بومی ژاپنی است