خط داستانی
روزی روزگاری شخصیت اصلی خیلی ترسیده بود. از آن زمان به بعد دیگر به وضوح چند حرف را حرف نمی زند و مانند بچه ای که با الفاظ بی معنی صحبت می کند به نظر می رسد. او هرچه کرد تا بیماری اش را از بین ببرد نتیجه ای نداشت. پزشک چنین درمانی را توصیه کرد: به جایی برود که سال ها پیش او را شوکه کرده بود و ترسیدن را دوباره امتحان کند. اما اگر او بزرگسال باشد و از هیچ چیزی که کودکان به او پیشنهاد می دهند ترسیده نیست چه؟