خط داستانی
کارمه خیاط صدسالهٔ روستا در کوهستان است؛ او دوخت و باز کردن تارها را می داند. او از نسلی سخت و اما صمیمی برخوردار است. رامون پس از سی سال غیبت به روستا بازمی گردد، ولی هیچ کس او را نمی شناسد، حتی کارمه. بازگشتی که فراتر از واقعیت، امکان بازگشت به خانه را با خود ندارد، نه به عنوان قهرمان و نه حتی به عنوان فردی که دیگران او را بشناسند.