خط داستانی
زمانی که ژولیت کاپولت (از شهرت شکسپیر) از مرگ نجات مییابد و به یک خونآشام تبدیل میشود، مجبور است تمام ابدیت را بدون رومئو شیرینش زندگی کند. حالا، 800 سال بعد، ژولیت با یک زن جوان ملاقات میکند که دوباره قلبش را تسخیر میکند و به او میآموزد که عشق و از دست دادن بخشی از زندگی هستند و اینکه زندگی بدون عشق هیچ زندگیای نیست.