خط داستانی
راجو Sørاف وراف و راتان دوستانی هستند. سه نفر با هم کسب و کاری نو شروع می کنند. آنها از رحمان برای تأمین مواد ساختمانی قرارداد می گیرند. در حین سفر با رود خانه کیسو مُلقب از رود نجات می دهند. هر سه دختر جوانی را که تنها بر کشتی آنها نشسته است شکار می کنند تا او را اغوا کنند. در سوی دیگر دشمن تجاری قدیمی رحمان، شریف، بر سر راه آنها می آید تا کالاهایشان را به درستی حمل نکنند. آنها مصمم به مقابله با اینها و تکمیل کار تا مهلت مقرر هستند