خط داستانی
با بازگشت پدیدۀ رازآلود فضاپیمای وویاجور به زمین، ویرژینی با پدر مردهاش در قطار یکی شب برخورد میکند. او با او به سفری ماورایی به بلغارستان میپردازد تا اندوه فراموششده اش به روبرو شود. این دختر جوان با احساساتی از فراز بودن، جاودانگی و از دست دادن روبرو میشود که با باززایش پدرش به او راه مییابد.