خط داستانی
تاجر چینی ویهونگ برای دیدار با شریک تجاریاش ویتور که بدهی سنگینی دارد به روسیه میآید. ویهونگ تلاش میکند اوضاع را به هم بریزد: کارمندان بیسختکوش را اخراج کند و فروش را بهبود بخشد. اما به زودی روشن میشود که او قادر نیست غم بزرگ روسیه را کنار بگذارد و ویتور نیز نمیتواند به او کمک کند. سپس ویهونگ تصمیم میگیرد تا خانهٔ ویتور را برای پرداخت بدهی تصاحب کند. ویتور حاضر است از خانه جدا شود، اما با مقاومت ناامیدکننده از سوی دختران بزرگسالش — اولگا، لنا و توما — روبهرو میشود. درگیری به فاجعهای میانجامد که خانواده را نابود کند و حتی ممکن است جان آنها را بگیرد.