خط داستانی
جاش زمان زیادی را با خانواده دوست صمیمیاش چیکو سپری میکند، پدرش اغلب آنها را به مسابقههای کوچکی علیه یکدیگر به چالش میکشد. آنها احساس چندانی ندارند اما چیزی نگفتهاند. چیزی که به طور پنهانی پنهان میشود این است که به یکدیگر عشق دارند. هنگامی که جاش با ایده سمی مردانگی در رختکن فوتبال مواجه میشود، تحت فشار قرار میگیرد. ناگهان باید دو جهان را با هم کنار آید؛ اینکه آیا آماده است یا نه.