خط داستانی
در سال دو هزار و سی و سه، فیلم ساز جوان کووه به روستای دورافتاده اوماتا می رود تا پیامدهای جنگ ویرانگری را که فناوری پس از سال دو هزار و چهل را جرم انگاری کرد و سلسله پادشاهی های باستانی را زنده کرد، مستند کند. او با مومی که کارگردانی محلی است آشنا می شود و او از او می خواهد فیلم خود را بدون اتکا به هوش مصنوعی با دستان، چشم ها و قلبش بسازد. در حالی که کووه به دنبال صدای خود در این جهان بدون برق می گردد، به آرامی در می یابد که حتی در دنیایی شکسته نیز زیبایی ممکن است در لحظات انسانی کوچک وجود داشته باشد که اغلب نادیده می گیرند