خط داستانی
در میانه پاندمی کرونا، ژیمنا با احساس گرسنگی بسیار بیدار میشود. بار دیگر، اعمال او به گونهای تکرار میشود که گویی یک شوخی بد است. او یک روز گراندهاگ دیگر را سپری میکند، تا اینکه یک جزئیات کوچک همه چیز را تغییر میدهد: او باید یک تابه قدیمی را به مرکز بازیافت ببرد.