خط داستانی
تومای دوازده ساله پس از اینکه به طور مداوم توسط همکلاسیهایش آزار میبیند، از مدرسه اخراج میشود. پدرش، نِمو، که زمانی که پسر فقط دو ساله بود ناپدید شده بود، او را به روستای اجدادیشان دعوت میکند. اهالی روستا از بازگشت نامطلوب نِمو استقبال نمیکنند. اما او از هیچکس نمیترسد و مصمم است که سنت باستانی شکار گوزن را به پسرش منتقل کند. در این آخر هفته سرنوشتساز، تما یاد میگیرد که چگونه زنده بماند، مستقل باشد و رازهای تاریک گذشته پدرش را کشف کند.