خاطرات
Memories
روزی اوشیو خود را در ساحل سنگی با مردی که در یک مهمانی دیده بود به رابطه جنسی پیدا میکند و گویی خود مهمانی در رویای اوست. او در محاصره مردانی با یونیفورمهای پوششی، پوششهای زنانه و فستیوالهای جنسی فرو میرود... خیلی چیزها یکی یکی به سراغش میآید... از رویا بیدار میشود اما رویا است. آیا این کابوس است؟