مانند اسبهایی که در باران میایستند
Like Horses Standing in the Rain
کریسمس است. ایستگاههای قطار آراستهاند، زمانها شاد است... فیلمی درباره سنت و پذیرش. تا کجا میتوانی از خودت به عنوان انحرافی نه تنها بلکه مریض نیز احساس کنی؟ هر فرد تا چه اندازه میتواند این وضعیت را تحمل کند؟ ما تا چه اندازه میتوانیم به عنوان جامعه آن را تحمل کنیم؟ سوالی در قالب واقعگرایی سرمایهداری. یادداشت کریسمس