خط داستانی
دیود روزگاری گنجینه ی حلقه کبوترش را از دست می دهد و به خاطر یادبود تاتوی آن، آوارگی و دردش را با استفاده از خاکستر پرنده در جوهر تاتو می آویزد. قفس خالی پرنده در آپارتمانش سایه می اندازد و او را در کار روزانه اش به عنوان مهندسی موسیقی می برد؛ تاتو عفونی می شود. از آرامش دوست دخترش دوری می کند تا گریه اش کنترل جسمش را در دست بگیرد.