خط داستانی
مِت، مدیر هتلی در چیانگ مای، برای شرکت در مراسم ازدواج در کرابی و در جریان جشن سال نو تابستانی سونگران با سفر است. در راه، خودرویش دچار سانحه میشود و ناچار است بندِرن، صاحب اتوبوس، را استخدام کند تا او را به کرابی برساند. اتوبوس کهنه و فرسوده است و مِت گزینه بهتری ندارد و مجبور است از این اتوبوس استفاده کند. در طول مسیر به کرابی، آنها با مشکلات فراوانی روبهرو میشوند و در نهایت همراهانی میشوند که در جشن سونگران آشوب به پا میکنند و به همدیگر دوستان جدیدی میشوند.