خط داستانی
ژنرال بزرگ ایزا الدین به تونس سفر می کند تا محسن را که سال ها قبل از مصر به جرم کشتن دخترش به اشتباه متهم شده بود دستگیر کند. محسن در تونس زندگی می کند و با منگتا ازدواج کرده است. او به ایزا الدین می گوید که دخترش نادیا در رابطه ای با همکارش نیبِل بوده است و عشق میان آنان پدید آمده است.