خط داستانی
یک مادر پیر در واپسین سالهای عمر از هویت خود به عنوان مادر خسته میشود. او با مرد جوانی درگیر مشکلات برخورد میکند و همزمان با روح همسر درگذشتهاش هم رو در رو میشود. این اتفاق سفری پرطرفدار را در پایتخت چین، بیجینگ، آغاز میکند و با بهانه ترک گربهاش صورت میگیرد. او مانند یک کالبد اشباح میماند، به شکلی ناواضح مشاهده میکند و به آرامی وارد زندگیهای دور، غیرمرتبط و جداافتاده پسرش، همسری که با اوست و دوستانش میشود. حوادث غیرقابل انتظار رخ میدهند، زندگیهایشان به هم برخورد میکند و در این حرکت مداوم، او نیروی حیاتیِ دوباره خود را کشف میکند."