خط داستانی
پیتر (۳۹) سالها در نقش خانهدار ظاهر شده است زیرا همسرش الیزابت (۴۲) برای کار سفرهای زیادی میرود و او از بچهها روبی (۱۵) و لورا (۸) نگهداری میکند. پیتر میفهمد که الیزابت میخواهد با خانواده اش به آفریقا برود. به دلیل مرگ مادرش هدی، وضعیت روحی پیتر بیش از پیش نامتعادل میشود. وقتی میفهمد الیزابت به رئیسش قولی نیمهتمام داده تا به آفریقا برای دو سال برود، از خود بیروح و بیپشتوانه میشود. این آغاز نُهشیاری از سرزنش است که او را به بنبست عاطفی میرساند.