خط داستانی
مگدالنا بازیگر تئاتر شهر کوچک است که نقشهای نامشخصی را ایفا میکند. او به دهکدهای نزدیک سفر میکند تا از پدرشوهرزادهاش که دچار سکته شده مراقبت کند. به دلیل شیوع آنفولانزای خوک، دهکده بسته شده است. پس از تفکری طولانی تصمیم میگیرد به نجات خوک بپردازد، هرچند ممکن است در صورت دستگیری با جریمهای غیرقابل پرداخت روبهرو شود. در مسیر نجات خوک، همدردی مردم را در مکانهای غیرمنتظره مییابد.