خط داستانی
هیکسون که از مکانی به مکان دیگر فرار می کند زندگی خود را از طریق کار نکردن به دست می آورد تا اینکه به یک ایستگاه رادیویی انجیل مشغول می شود و با استعداد و کمک جسیکا به سرعت به عنوان کشیشی در کلیسا می رسد اما با شهرت و ثروت دشمنانی پدید می آیند تا به پرسش بماند چه به سر او می آید