خط داستانی
در تابستان نود و چهار، در سندول، وست میدلندز. داستان دراماتیک لمبو و بهترین دوستش راوی است که با کشف آشکار شدن یک راز خانوادگی که مدتها مخفی مانده بود روبرو میشوند. با آشکار شدن این راز، راوی کنترلش را از دست میدهد و از خود جهانِ پدرسالارانه میآموزد.