خط داستانی
بورس پتریچ کارمند متواضع دفتر ثبت احوال است که بی دریغ و خلاقانه عاشق کارش است او تمام عمر آرزو دارد هموطنانش سلامت خوشبختی شادمانی برای مراسم ها داشته باشند در روزهای غم به آنها دلداری بدهد اما برای همه یک فرد عادی و عجیب باقی میماند سه بار به طور رندوم آرزوهای شیطانی از زبانش در می آید و بوریس پتریچ به تدریج مورد ترس و احترام قرار میگیرد