خط داستانی
پسری که توسط پلیس بهطور عریان شناخته میشود، نمیتواند صحبت کند یا از گفتن امتناع میکند و به بیمارستان فرستاده میشود. از آنجا که هیچ تشخیصی داده نمیشود، او را به روانگیزی میفرستند، تا اینکه پرستار مردش تصمیم میگیرد رویکردی دیگر در پیش بگیرد. بهتدریج دلیل بیزبانی او روشن میشود و با کمک دوستدختر پرستار و دوستیِ زنیِ همراهِ غریبهٔ خاموش، سوابق او و گذشتهشان بازگو میشود.