خط داستانی
در بیست و پنج سالگی، روث اودجی صدای آواز شگفت انگیزی داشت و فرصت مطالعه موسیقی در دانشگاه برای او فراهم بود. اما او به سندروم تورت افتاد و زندگی اش فروپاشید. چشمک ها و رقصش که به دلیل اعصاب بود، بدتر شد و به تدریج به ناسزا گفتن و جملات نامناسب افتاد تا جایی که از دانشگاه انصراف داد و خود را کنار کشید. اکنون سه سال پس از آن تصمیم گرفته است زندگی اش را بازپس گیرد و دوباره روی میکروفون بایستد، اما وقتی رفتن به سوپرمارکت این قدر دشوار است چگونه می تواند روی صحنه برود؟