خط داستانی
شمسالدین هنرمندی است که برای الهام به روستا می رود تا نقاشی کند. پس از چند روز، با رویدادهای اسرارآمیزی درباره مَک جاه، زنی سالخورده که با او در روستا دوست می شود، روبه رو می شود. اتفاقات عجیب آغاز می شود زمانی که کسی به او میگوید که مَک جاه در واقع چند سال پیش مرده است.