خط داستانی
تابستانی در کپنهاگ. دوستان صمیمی رونة و سرب دلمشغولند که در دههٔ بیست زندگی به دنبال هدایت از جمله شبکههای فعالانهٔ پنهانی و عاشق شدن یکی از آنها با دختری اسرارآمیز باعث میشود رشتهای از رویدادهای غیرقابل انتظار باز شود و خط میان واقعیت و خیال به تدریج از هم فرو ریزد. زمانها جدا میشوند، و دپلگانها از هیچجا پدیدار میشوند در طیفی بیپایان از شبهای آفتابی تابستانی که همه در جستوجوی شادی و معنای زندگی هستند.