خط داستانی
ریفات در حال آماده سازی یک فیلم درباره غریبه هایی است که در ایستگاه های اتوبوس صحبت می کنند، به همراه دوست و تهیه کننده قدیمی اش، سرهات. در حالی که ریفات بیشتر تنها و منزوی می شود، به ناچار از برادر زن خود درخواست کمک مالی می کند. ریفات که در این فرآیند با واکنش هایی که انتظار داشت مواجه نمی شود، به طور نزدیک تری با افراد اطرافش روبرو می شود و در یک چرخه معیوب گم می شود که در آن مدام سناریوی فیلمش را تغییر می دهد.