خط داستانی
نمایه ای از شهری کهن اما پیوسته در حال بازآفرینی است. شعری در تصاویر با توقف، الگوها و حرکت شهری. و در کلمات: یک فروشنده توفو، زنی بی خانمان، یک کشیش بودایی، تفکر در طبیعت، متابولیسم شهر آنها و مرگ. و بیست هزار کلاغ، نمادهای بی قاعده جهان طبیعی، با طعنه همه چیز را می نگرند.