خط داستانی
وقتی مادربزرگش آلا بیشتر گیج میشود و پدربزرگش سُنکه فقط نمیخواهد با پابش امروزی وداع کند، اینگارِ فِدِدرسنِ ۴۷ ساله زمان بازگشت به روستای خانهاش، برینکِبیل، فرا رسیده است. میخانه روستا دیگر همان نیست که بود — و این موضوع برای کل روستا هم صادق است. اینگار متوجه میشود دقیقاً چه زمانی بود که روستای برینکِبیل به سراشیبی افتاد؟ آیا در دههٔ هفتاد بود که حصارها پس از تجمیع اراضی از بین رفتند و پرندهها هم رفتند؟ زمانی که دامداریهای بزرگتر ساخته شدند تا مزارع کوچکتر مجبور به کنار رفتن شوند؟ آیا شاید تقصیر خود او باشد چون پدربزرگش را تنها با گاسترونومی در کییل برای تحصیل گذاشت؟ این رمان بر اساس رمانی با همین نام اثر دورته هانسن در سال ۲۰۱۸ اقتباس شده است.