خط داستانی
الهام گرفته از داستان واقعی راوی، کشیش راجر میناسیان که در سی و سه سالگی امنیت کشیشی خود را ترک کرد تا از منطقه امن خود جدا شود و کار عظیمی انجام دهد. آگاهی از بی اطلاعی نسبت به جوانان گروهی، او به خیابانها رفت و شهر ما را که از خشونت گروههای گانگ آسیب دیده بود، با به کمرگیری بیش از هزار و هفتصد نوجوان گانگ از خیابانها تصرف کرد. این همچنین داستان سانتوس دلگادو است، عضوی از گروه گانگ که در شانزده سالگی آیندهای روشن نداشت و امید بسیار کمی داشت. آیندهاش یا زندان بود یا مرگ. دوست دخترش باردار بود. او باید تصمیمات سرنوشتسازی بگیرد. این فیلم درباره پذیرش ریسک، embracing تغییر، غلبه بر ناممکن و یافتن امید است.