خط داستانی
غرور و تعصب دنبال الیزابت بنِت و خواهر بزرگترش جین هستند که از طریق آزمایشات نخستین برداشت ها، پیشنهادهای بی زمان، نظرات اشتباه و عشق واقعی پیش میروند. وقتی جین با آقا بیگلی تازه واجد شرایط آشنا میشود، او به شدت عاشق میشود تا اینکه ناگهان با دوستش آقای دارسی شهر را ترک میکند. در حالی که الیزابت به خواهرش دلجویی میکند، در دلایل رفتن بیگلی، دوست جدیدش ویچام و پیشفرض ها و امکانهای یافتن عشق برای خود در هم میآویزد