خط داستانی
آن به دلیل عروسی بهترین دوستش لورا، به ایستریا سفر میکند. یک زمین فوتبال در روستایی که لورا در آن زندگی میکند، توجه این اسکاوت پرشور را به خود جلب میکند... آن در آنجا ماتیجا را میبیند. این فوتبالیست ۱۲ ساله بسیار بااستعداد است و به نظر آن، ارزش حمایت کردن را دارد. متأسفانه فرانیو، مربی ماتیجا که پدربزرگش نیز هست، نمیخواهد اطلاعات تماس والدین ماتیجا را در اختیار آن بگذارد. از این پس، آن نه تنها با ماتیجا، بلکه به عنوان ساقدوش عروس، با آمادهسازیهای مراسم عروسی نیز دست و پنجه نرم میکند. ساقدوش داماد، زوران، برای کمک در کنار او است.