فارادور
Farador
چارلز، لوئیس و گیوم سه دوست هستند که به عنوان همخانه در یک خانه زندگی میکنند و تمام وقت آزاد خود را به بازی کردن همان کمپین فارادور که از نوجوانی شروع کردهاند، میگذرانند؛ دوست دیگرشان، پل، به تازگی از خانه رفته و بازی را رها کرده تا با دوستدخترش زندگی کند. وقتی خواهر چارلز، کیم، که به تازگی از دوستپسر بلژیکیاش، تام، جدا شده و به این نتیجه رسیده که ممکن است لزبین باشد، به اتاق خالی پل نقل مکان میکند، حضور او و عزمش برای تشویق برادرش به تحقق آرزوی نوشتن و انتشار یک رمان فانتزی اروتیک، دینامیک گروه را مختل کرده و آنها را مجبور میکند تا یک تلاش آخر برای رسیدن به قلعه فارادور و پایان دادن به بازی انجام دهند.