خط داستانی
افق، جایی که آسمان و زمین به هم میرسند، همواره در جای دیگری است، مکانی موعود که این دو عنصر در آنجا به هم میپیوندند. این استعاری است از جهتیابی، وعدهای از گذار، دگرگونی و تعالی. مکانی که در آن جسمانی و روحانی به هم میرسند، یا از هم جدا میشوند. همچنین در اینجا، فضای بین روایت و مستند، واقعیت و تخیل، بین دو صدا خطاندازی میشود. جین لاو متنی را که من برایش نوشتهام میخواند؛ جملات کوتاه درباره مفهوم افق و کوچکترین اشارهای به روایت، با بخشهایی از موعظههای زیبای ریچارد (اسوان) ویلیامز در اتاق نشیمن که با ریتمی آغشته به رام انجام میشود، برخورد میکنند.