خط داستانی
بیزکو با قیچی مویش را میبرد، از دست دادن بینایی ناشی از این عمل، او را از پدرش و اشتیاقش به تورینوز و گروه کومیان وار کر وادا، به ارث میرسد. بیزکو در تپش قالیچهٔ جیمز است، پیرمردی که او را آزار میدهد. روزی همرزمی قدیمی از ماجرای پدرش با مغازهٔ ایستگاه با یک تورینو سبز ظاهر میشود، ماشینی که زندگی او را تغییر میدهد.