خط داستانی
هر صبح کریلی مواد لازم برای تهیه سوپ لابستر را در کافه بریگیان، یک رستوران کوچک در کسلترین شهر ایسلند، آماده میکند. همسرش به او در آشپزخانه کمک میکند و آرزو دارد به ریکیاویک برگردد. در کافه، برادر کریلی، آلی، با ماهیگیران قدیمی، آخرین بوکسور ایسلند و مترجم دون کیشوت به ایسلندی نشسته است. هر روز آنها پاسخ جدیدی به مشکلات جهان پیدا میکنند. یک بار در ماه، همسایهها در کافه بریگیان جمع میشوند تا یاد کسانی که در گرینداویک فوت کردهاند را گرامی بدارند و نامهایشان را بر زبان بیاورند. چهار موزیسین دیوانه جاز میزنند. چند توریست گمشده به بندر ماهیگیری میآیند و جذب جو کافه میشوند. آنها فکر میکنند: مردم واقعی، یک مکان واقعی. در طرف دیگر کوه، لاگون آبی، جاذبه بزرگ جزیره است. مردم از سرتاسر جهان با شگفتی برای دیدن آتشفشانها، یخ و پیدایش زمین میآیند.