خط داستانی
پس از ازدواج با گولی، رازی مجسمه را در خودرو کوچکش میبرد تا خانه ای مسکونی تهیه کند. روزی رازی و گولی به خانه ای اشرافی در شمال شهر میروند تا مجسمه رودِین را بردارند. رازی و گولی که در دنیای خیالی خود خود را سیندرلا و شاهزاده میدانستند و میخواستند به کاخ شادی بروند، پس از آشنایی با مالکان خانهٔ اشرافی از پیشنهاد کار در خانه ناامید شده و خانهٔ اشرافی را ترک میکنند.