خط داستانی
پوکز یک ورزشکار است وقتی همسرش در اطراف نیست - وقتی او هست، او خود را خاضع نشان میدهد. یک بازی در باشگاه در حال برگزاری است و پوکز برای بازی فراخوانده میشود، اما همسرش پیام را دریافت میکند و پوکز به تختخواب فرستاده میشود. جابز، پلیس، عاشق جنی، خدمتکار است و برای نوشیدنیهای روزانهاش تماس میگیرد. در همین حال خانم پوکز بیرون رفته و پوکز به آشپزخانه میرود. او کت و کلاه جابز را میبیند و به سرعت آنها را میپوشد و به باشگاه فرار میکند. اما برگشتن سختتر است، با این حال، پس از تجربیات هیجانانگیز با چند پلیس و یک سارق، پوکز موفق میشود به خانه برگردد، تنها برای اینکه با خانم پوکز روبرو شود. داستان جسورانهای که او تعریف میکند نتوانسته همسر عصبانیاش را قانع کند، که به او با یک پای چوبی ضربه میزند. پوکز اکنون در حال مطالعه بازی "مادر بزرگ" است و سعی میکند راست بگوید و دوباره با همسرش دوست شود.