خط داستانی
این فیلم نمادین برای آثار هنری ویژنیفسکی است. شخصیت اصلی، برنارد بادگول، یک معدنچی و رهبر افسانهای کارگری سوسیالیستی در دهههای 40 و 50 است. ساختار فیلم حول یک ناهماهنگی و تناقض میچرخد و به یک آینه شکسته شباهت دارد. اظهارات بادگول به یک کل منسجم نمیرسد، بلکه با یکدیگر در تضاد هستند. همسر، فرزندان و همکاران معدنچی او معمولاً نسبت به او انتقاد میکنند در حالی که خود شخصیت اصلی احساس میکند باید از افسانهاش و درستی رفتار خود دفاع کند. (فیلمافینیتی)