خط داستانی
پس از اینکه در یک تصادف رانندگی به طور دائمی بینایی خود را از دست میدهد، ربکا خبر عجیبی دریافت میکند: مادر گمشدهاش به تازگی فوت کرده و قلعه اجدادی خانوادهاش در آلبانی روستایی را به او به ارث گذاشته است. ربکا به همراه گروهی از دوستانش به این ملک سفر میکند و امیدوار است که این فرصت، فرصتی برای ارتباط دوباره با گذشتهای باشد که هرگز نمیشناخته و مادری که به نظر میرسد او را رها کرده است. وقتی رویدادهای مرموز شروع به وقوع میکنند و دوستانش یکی یکی میمیرند، ربکا باید اسرار تاریخ خانوادهاش را کشف کند قبل از اینکه او نیز قربانی هیولای قلعه شود.