خط داستانی
مرد خسته که روی سکوی ایستاده است یک آیوگو ائونو ۲۷ ساله است. با رو به رو شدن با سفری ناخوشایند به خانه دوران کودکی، برای روشن کردن سیگار می رود. با این حال گهی در جیبش میوه جوجوبا پیدا می شود. پوست قرمز درخشان یادآور مادربزرگ دومش رو ن است. در آن زمان او نمی خواست به او «مامان» بگوید، بنابراین با پیشنهاد پدرش او به عنوان «خواهر» شناخته می شد. وقتی به Օ را می اندیشد، گذشته و حال به هم می آمیزند و ما را به جهانی می کشاند که نه در خواب است و نه واقعیت. مردم هرگز واقعاً یکدیگر را درک نمی کنند. به عقب نگاه می کنم و چنین احساسی دارم به خاطر مادرزن سابقم. آن زمان، وقتی به گویش کانسای و چینی سیچوانی در اطرافم پرواز می کرد و من به مادرم «خواهر» می گفتم، در قالب فیلم ۸ میلیمتری منقضی می شود. تاریخ انقضای فیلم استفاده شده همان سالی است که او از کنار ما رفت.